محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
93
تاريخ الطبرى ( فارسي )
بيشتر دانشوران پارسى پنداشتهاند كه كيومرث همان آدم است و بعضيشان گفتهاند كه وى پسر تنى آدم از حوا بود و بعضى ديگرشان دربارهء او چيزها گفتهاند كه كتاب از نقل گفتارشان دراز شود و از ياد آن چشم پوشيديم كه هدف ما در اين كتاب ذكر شاهان است و روزگارشان و اختلاف كسان درباره نسب شاهان جزو مطالبى نيست كه كتاب را براى آن پرداختهايم و اگر چيزى از اين باب گوييم براى اينست كه كسى را كه نشناسند بشناسانيم و قضيه اختلاف نسب وى موضوع كتاب ما نيست . گروهى از دانشوران غير پارسى نيز همانند پارسيان كيومرث را آدم دانستهاند اما درباره نام وى با علماى پارسى موافق و درباره حال و صفت او مخالفند و گويند كيومرثى كه فارسيان آدم عليه السلامش دانستهاند عامر بن يافث بن نوح بود و مردى كهنسال بود و سالار قوم بود و به كوه دنباوند از جبال طبرستان مشرق مقيم بود و ملك آنجا و فارس داشت و كارش بالا گرفت و پسران خود را گفت تا بابل را بگرفتند و مدتى ملك همه اقاليم داشتند و كيومرث همه بلاد خويش را مصون كرد و شهرها و حصارها بنياد نهاد و آباد كرد و سلاح فراهم آورد و اسب گرفت و در آخر عمر جبارى كرد و نام آدم گرفت و گفت هر كه مرا به جز اين نام بخواند گردنش بزنم و سى زن گرفت و نسل وى از آنها بسيار شد و مارى پسرش و ماريانه دخترش در آخر عمر وى زاده شدند و دلبسته آنها شد و تقدمشان داد . از اين رو شاهان از نسل ايشان بودند و ملك وى گسترش يافت و بزرگ شد . در اينجا از كيومرث ياد كردم از آن رو كه دانشوران اقوام خلاف ندارند كه وى پدر فارسيان بوده ولى خلاف هست كه آدم ابو البشر بوده يا نبوده معذلك ملك وى و ملك فرزندانش به سرزمين و كوهستان مشرق پيوسته و به نظام بود تا به روزگار عثمان كه يزدگرد بن شهريار كه از نوادگان وى بود - و خدايش دور كند - در مرو كشته شد .